|
شب پر ماجرا.........
شب بود و مردان خدا در حال بازگشت از یک سفر دوره ای.همه جا تاریک و هواپیما در هوا. چراغ های خلبان فقط روشن بود.مردی بود آشفته حال و ملول وضع و خواب پرید و روی خواب ندیده. حوصله اش سر رفته و در سرش فکرهای در رفته.خواب از اوی پشت نموده و با خود در فکر بود که خدای من خدای مهربان مرا امشب چه شده که خواب بر دو چشمم نمی آید.چه حرفی زدم یا چه کاری نکردم یا چه حقی را خوردم و به حقدار نداده ام که امشب به دینسان گرفتار شده ام؟ پس ندا آمد: محمودا روزنامه بخوان و ازحال مردم ایران و اوضاع کشورهای دیگر جویا شو و از آنان پند بگیر و در ادامه سالهای باقی مانده از دوره ات به کار ببند. و محمود روزنامه را برداشت اما مشکلی بود اندر میان. آن مشکل این بود که در آنجا نوری نبود.پس دست در کت کرد و همراهش را بدر کرد و چراغ قوه اش را فعال کرد و شروع به خواندن کرد. ناگاه مشتی بر پسه کله اش آمد که: "هوی چراغ رو خاموش کن.ملت خوابن.مگه کوری." و چون اورا مهر ورزی بود اطاعت امر کرد و چراغش را غلاف کرد و در اندیشه جای نیک بود از برای مطالعه.کور سویی در مکان خلبانان دید و برفت در آنجا تا شاید بتوان دو کلام روزنامه خواند. خوشبختانه یک صندلی در آن مکان بود (کمک خلبان را در فرودگاه جا گذاشته بودنند) محمود در آن مکان نشست و مشغول شد به خواندن: (از اینجا به بعد را از جعبه ی سیاه هواپیما بدست آوردیم) و شروع کرد به خواندن: روزنامه ی ابتکار:وزیر نفت از مجلس مهلت خواست محمود در دل گفت:پسر جان این همه بهت مهلت دادن چه گلی به سر ما زدی که از حالا به بعد بخوای بزنی. سرمایه:حذف سهمیه بندی بنزین تا آخر سال آینده. محمود:باز اینا بی خبر من کاری کردن.مگه پام به تهران نرسه.حساب تک تکتونو می رسم. سرمایه:گاز صنایع آذر و دی و بهمن قطع است. محمود:کی وصل بوده که دفعه ی دومش باشه؟اگه همه ی سالم وصل نباشه اشکالی نداره.اصلان گاز صنایع به چه درد می خوره؟(فحشه؟) سرمایه:سهمیه تسهیلات بانکی متمرکز استان های تمام شد. محمود:کی شروع شده مگه؟کاش منم می گرفتم. سرمایه:نرخ بیکاری زنان در پایان برنامه ی دوم دو برابر مردان شده است. محمود:یه طوری برنامه ریزی کردم که بعد از پایان برنامه سوم سه برابر بشن و مردا تو خونه بشینن.آخه آشپزی مردا بهتره. آفتاب یزد:رئیس جمهور :گزارش البرادعی صد در صد به نفع ایران است. محمود:حالا ما یه چیزی گفتیم ولی خودمونیم ها همین البرادعی رو کی قبول داره غیر از ایران و ونزوئلا؟ آفتاب یزد:هاشمی شاهرودی:دولت و مجلس به بودجه قوه قضایی توجه کنند. محمود:یکی می خواد به بودجه دولت توجه کنه بعد شما می گین به بودجه شما توجه کنن.حالا بالفرض توجه کردم.بودجش کجاست؟ آفتاب یزد:بوش:صدبار گفته ام که خواستار حل مشکل اسرائیل-فلسطینم. محمود:آدم خالی بند........................... ابرار:نقش ژنرال در تاریخ سیاسی پاکستان؟ محمود:نقش نمای اضافه. ابرار:نفت خام ایران بشکه ای ۸۸ دلار معامله شد. محمود:خوش به حال فلسطین و لبنان و افغانستان و عراق.به ماچه؟ اعتماد:لبنانی ها به توافق نمی رسند. محمود:حرف تازه بزن. اعتماد:عدالت با تورم ایجاد نمی شود. محمود:ما که ایجاد کردیم شد. فرهنگ آشتی:خاتمی:دین اگر بد فهمیده شود عاملی برای خشونت است. محمود:حاج آقا مسالتون:اگه فهمیده نشه چی؟ و انقدر روزنامه ها و مطالب را بلند بلند و داستان وار خواند تا همان یک خلبان هم خوابید .اما پسرک قصه ی ما نه.
|+| نوشته شده توسط ابن الوقت ..::ایمان افتخاری::.. در و ساعت |
.::وقت موسيقي::.
.::لوگوی وقت نامه::.
|



