تبليغاتX
وقت و بی وقت
 سیمان نامه
دیشب بود ساعت ۱(یعنی دی صبح بود) که آماده برای خواب ناز بودم.(یعنی بعد از مسواک و .........)

نور ماه تو اتاقم افتاده بود(البته بعد کمی دقت فهمیدم چراغ خواب.)دیگه داشت خوابم می برد که یهو چراغ خوابم خاموش شد(همون نور ماه فرضی)با خودم گفتم که حتما سوخته.بی خیال شدم دوباره چشمامو بستم.اما دوباره چراغ روشن شد.(البته صدا داد.صدای کلید.مال من از اونایی که کلید داره.)دیگه وحشت تمام انداممو فرا گرفت.با اینکه مرحله ی بعد از مسواکو طی کردم اما دوباره ..........

با خودم گفتم خدایا جنه,آل,بختکه,چیه؟

لحاف رو کشیدم روم چشمام بستم که به خوابم.اما دوباره خاموش شد.دیگه صبر نکردم.جیق کشیدم

ک........م............ک

 کل خاندان اومدن تو اتاقم(اطاقم).بابا می گفت ابن الوقت چته بابا.منم قضیه رو تعریف کردم.

(راستشو بخواین چند شب قبل داشتیم در مورد جن حرف می زدیم.)

دیگه تا ساعت ۵ بیدار بودم.ساعت ۵ هم بلند شدم مثله یه بچه ی خوب برم  نون و شیر بخرم.

اما تو راه دیدم صف عظیمی واستادن.گفتم حتما صف شیره رفتم ته صف واستادم.بعد گذشت ۱۵ دقیقه اول صف رو نگا کردم.دیدم صف شیر نیست صف سیمان.(دیگه حالت خواب و بیداری بودم.چه توقعیه؟)

کلی تعجب کردم از یکی پرسیدم قضیه چیه؟

اون بنده خدا هم گفت ما از دیشب اینجایم که اگه سیمان اومد بگیریم.گفتم: چنتا می دن گفت: دو کیسه.

بعدی که اومدم خونه گفتم یه شعری بگم.شعرم هم ۳۰ دقیقه ای تموم شد خودتون بفهمین که چه شعریه؟؟؟؟؟؟؟

البته خودم مابینش توضیح می دم ولی خوب دیگه...........

بخش ۱

برای ساختن یک خونه ی خوب.......برای رفتن بالا و مرغوب

برای ساختن و نوسازی شهر.......برای فونداسیون,کندن قبر

برای هرچی با ساختن عجینه.........نیازه چن کیسه سیمان هزینه(تا اینجا که فهمیدین منظورمو)

چون اینگونه طلایِ پودر ِعالی....شود صادر به دیگر کشور و دیگر اهلی(صادرکردن به کشورهای همسایه)

اخیرا سهمیه بندی شده این(سیمان).......شده سهمیه بندی مثل بنزین

بخش ۲

در اطراف منزلم سیمان فروشیست.......که از صبح سحر دستش به گوشیست

(البته خونه مال والدین است نه من)

به درب حجره اش صف های مردم.......به پشت گوشی اش اصوات مردم

که می خواهند از او یک کیسه سیمان.......اگر راهی بود چند کیسه سیمان

نبینی سودی از چانه زدن تو.........چو از سیمان بود سهمیت دو

به هرکس می دهد  دو کیسه آنجا!.......که تا سازد نمی دانم چه آنجا

برای ساختن یک منزل خوب.......نیازمنده اقل ۴۰ کیسه مرغوب

بخش۳

پس از اتمام این حرفای بنده.........بگو آیا بسازی منزلی را تو به خنده؟

 

خوب همین بود.البته ما که ۵سال پیش ساختیم و راحت شدیم.اما کسایی که می خوان الان شرو کنن واقعا  سخته.

حالا دارم برا اون جنه دیشب شعر می گم که شاید دیگه ولم کنه.

|+| نوشته شده توسط ابن الوقت ..::ایمان افتخاری::.. در و ساعت